امروز دوشنبه 17 مرداد 1401

تاریخ انتشار : یک شنبه 30 شهریور 1393 - 23:31
طنز : بزرگان ریش دار و بی ریش شهر هرت
طنز : بزرگان ریش دار و بی ریش شهر هرت

                                     یا من اَضحَکَ


کلاغان خبرآوردند که در شام یک روز کاری، چندتن از بزرگان ریشدار و بی ریش شهر هرت پس از ساعتها خودنمایی در انظار عمومی و شرکت در مراسم شب شعر «من خیلی خوبم اما تو بهتری»، در مکانی بسیار بسیار باحال اجتماع بنمودی و در اقدامی جهادی مرغان بیچاره را سر بریدی و به سیخ کشیدندی و در گورستان اشکم به نیت کسب قوت جهت خدمات روزافزون به مسلمین دفن بنمودندی....!
 

پس از این عمل جهادی، حضرات بزرگان ریشدار و بی ریش شهر هرت سنگین گشتندی و درپی فشار یک روز سخت کاری و پراسترس پس از ساعتها شعرسرایی برای خلق ساده دل و ایضا در میان به به و چه چه جمیع پاچه خواران و کاسه لیسان، از فرط خستگی زبان و دهان و حنجره و گوش و حلق و ... چارچرخ به هوا نمودی و به خواب گران رفتندی که گویی با حضرت بویحیی(یا همان عزرائیل خودمان) هم آغوش گشتندی و موت بنمودندی؛ هیهات...!
 

جمیع دربانان و ندیمان و چاکران و نوکران و مخلصان و ارادتمندان حاضر در آن مکان بسیاربسیار باحال، از فرط وجنات این حضرات از شامگاهان تا بامدادان به شب زنده داری بگذراندی و از ترس اینکه مباد خوابشان ببرد در زیر پلک هر دو دیده چوب کبریت بکاشتندی تا انشاء الله از فیوضات مناجات شبانه و ذکر سحر ایشان بهره مند گشتی و از همه مهمتر نماز شب را به صلات جماعت صبح در پس کله ی بزرگان ریشدار و بی ریش شهر هرت، متصل بنمودی تا شبی خاطره انگیز در دفترچه خاطرات خدمتی صادقانه ثبت بنمودی!
 

از قضا بزرگان ریشدار و بی ریش شهر هرت از فرط خستگی شعرسرایی دوش و سنگینی مرغان مادرمرده که بر نیش کشیده بودندی نه حال مناجات شبانه داشتندی و بدتر از آن نه حس ذکر سحر و خیلی بدترتر از آن نه وقت اقامه فریضه صبحگاهان!!!! چرا که شب تا به سحر تا طلوع نیش آفتاب به حالت دمرو بخوابیدندی و در خواب به طریق تله پاتی نقشه های ابلیسی بکشیدند که چون از موعد یوم فردا، کله ی گران مبارک از بالش پرقو برداشتندی چگونه طوریکه روح هیچ کلاغی خبردار نگشته باشندی، خلق بیچاره را بچلانیدی و بسبب جرم نابخشودنی آزادی بیان و انتقاد از بزرگان ریشدار و بی ریش شهر هرت ابتدا اخته کردندی و سپس از محل کار اخراج نمایندی و اقتدار پشمکین بخرج بدهندی؛ تا خلق مستضعف را لگام بر دهان زدندی و خفه بنمودندی که دگر از حضرات بزرگان ریشدار شهر هرت جرأت انتقاد نداشته باشندی... ! غافل از آنکه چراغی را که ایزد برفروزد.... هرآنکس پف کند خشتک بسوزد!
 

اینگونه بود که حضرات بزرگان ریشدار و بی ریش شهر هرت در این اضغاث احلام و افکار پلید بسر می بردند که بناگهان توفیق نماز صبحگاهان از دست بدادند و آنرا بر باد دادندی و قضا بنمودند.
 

جمیع دربانان و ندیمان و چاکران و نوکران و مخلصان و ارادتمندان حضرات بزرگان ریشدار و بی ریش شهر هرت که در آن مکان بسیاربسیار باحال حاضر بودندی، با دیدگان حیرت زده چون این احوال از این مهتران بدیدند و هر آن ستون دین خود را از دست رفته یافتندی آه و ناله و فریاد و فغان به سر دادند که دل کلاغان به حال ایشان بسوخت و شیون کنان گفتند: ای وای بر ما! که فیض صلات جماعت بامدادان در پس کله ی حضرات بزرگان ریشدار و بی ریش شهر هرت از دست بدادیم و بناچار بایستی نماز صبح خویش فرادی بجای آوریم؛ چاکران بیچاره پس از نماز به سجده ای طولانی برفتی و هزاران بار استغفار و ذکر یونسیه از ته دل بر لب جاری بنمودند که: قطع یقین ایراد از ما بوده که بسبب فزونی گناهان ما، نماز حضرات بزرگان ریشدار و بی ریش شهر هرت بر باد فنا رفتی و این فیض عظمی از دستمان برفت که برفت که برفت....! معاذالله...!!!

برچسب ها :
ناشناس
|
جمعه 4 مهر 1393 - ساعت : 20:03
بزن به رگ و بگو .... مردم . یه کمی از رهبر ساده زیست انقلاب یاد بگیرید آقایان ریشه دار و بی ریشه .

مرتضی
|
پنج شنبه 3 مهر 1393 - ساعت : 17:20
خوب کباب و جوجه کباب به بدن میزنن !!!!!!!!!!!

ناشناس
|
پنج شنبه 3 مهر 1393 - ساعت : 08:29
عجب! حال آدم از بعضی رفتارهای این مسئولین بهم میخوره.... !

علیرضا
|
چهارشنبه 2 مهر 1393 - ساعت : 22:52
من اولش فکر کردم یک مطلب طنز است ولی حالا از نظرات فهمیدم یک اتفاقی افتاده ، خدا بدادمون برسه با این مسئولین .

سعید سعیدی
|
چهارشنبه 2 مهر 1393 - ساعت : 13:51
انکه می پنداشتمش همه مغز
پوست بر پوست بود همچو پیاز
هیچ تعجبی نداره کسی که می خواهد پرده خدارا پاره کند خدا پرده ابروی او را می درد .
این آقایون هرکسی که باشند مهم اینه که قصد داشتند مکری بکار برند که دچار مکر الهی شده اند !
اگر قرار باشد که همه جامعه یک حزب باشه که پس چه فرقی داره با حکومت شاهنشاهی ؟ اونم می گفت فقط حزب رستاخیز !!! این بابا هم که همه میدونیم کیه می گه یا با من و هرچی من می گم یا .....! اینم نتیجه شه دیگه آخه صبر خدا هم حدی داره ! مگه می شه گفت همه خفه شن و فقط گوش باشن ؟ اگه اونا دو تا گوش دارن و یه دهن خوب همه آدما همینطورن پس باید دوبرابر گو ش بدن و یک برابر حرف بزنن اما مثه اینکه بعضی از آقایون می خوان سهم دهن همه مردمو برای خودشو ن بردارن و در کمال تحکم بگن سهم گوش ما هم مال شما باید فقط گوش بدید اما اینکه گفتید خوابشون برده یادم به داستانی از سعدی افتاد خلاصه ش اینه که میگه :
یه روزی حجاج یوسف ثقفی به درویش مستجاب دعوه ای گفت کدام عبادت برای من بهتر است ؟
درویش گفت : تو را خواب نیمروز ! تا در آن مردم اندگی از ظلم تو بیاسایند!!!!!!!!!!

ناشناس
|
سه شنبه 1 مهر 1393 - ساعت : 21:47
لطفا بگید این مسئولین ریش دار و بی ریش کیند؟ دربانشون کی هستند؟ البته یک جوری بگید که یه موقع اخراجشون نکنند و بگویند باید بری از فلانی معذرت خواهی کنی تا بازگشت به کارت دهیم

مجتبی
|
سه شنبه 1 مهر 1393 - ساعت : 21:37
گفتید بزرگان ریش دار و بی ریش یاد یک مطلبی افتادم که بعضی از مسئولین از کدام مرجع ، تقلید می کنند که ریش خود را شیش تیغ می کنند؟ مگر مراجع نگفته اند که حرام است ؟

رسول
|
سه شنبه 1 مهر 1393 - ساعت : 00:57
موضع چاکران و کاسه لیسان در مورد ان موضوع چه بوده ؟؟؟

حکیم
|
دوشنبه 31 شهریور 1393 - ساعت : 22:41
شبی دزدی به خانه ای رفت و به کندن نقب و سوراخ کردن دیوار مشغول شد.
یکی از همسایگان که از بیماری خوابش نبرده بود صدای تق تق آهسته او را شنید. رفت روی بام.
سرش را به طرف پایین گرفت و پرسید: چه می کنی؟

دزد پاسخ داد: دهل می زنم.
مرد گفت: پس کو صدایش؟
دزد گفت: صدایش فردا صبح به گوش می رسد.
فردا وقتی بیدار شدند دیدند دزد دیوار را سوراخ کرده و هرچه بوده را ربوده است. مرد تازه فهمید که دزد دیشب چه گفت.
خیلی مسایل هم بعدا برای ما روشن می شود.

غلام
|
دوشنبه 31 شهریور 1393 - ساعت : 22:30
سلام
شوخی نکن ، جدی میگین نمازشان قضا شده؟! وای به حال ما و با این امرای قوم !!

ناشناس
|
دوشنبه 31 شهریور 1393 - ساعت : 21:34
داستان چزستندس

میثم
|
دوشنبه 31 شهریور 1393 - ساعت : 10:40
نفهمیدم منظورتان چه کسی است ؟! ولی طنز قشنگی بود

رحمانی
|
دوشنبه 31 شهریور 1393 - ساعت : 09:57
آیا این ماجرا حقیقت داره و مربوط به مسئولین شاهین شهر است ؟ یه توضیحی پیرامونش بدهید !