امروز دوشنبه 17 مرداد 1401

تاریخ انتشار : پنج شنبه 20 شهریور 1393 - 00:54
شهید همت الگوئی برای مسئولین غیر ساکن شاهین شهر
شهید همت الگوئی برای مسئولین غیر ساکن شاهین شهر

سردار خیبر شهید حاج محمدابراهیم همت در دوران دفاع مقدس همسر باردار خود را در کجا سکونت داده بود!

 

روایت همسر شهید:

آغاز زندگی مشترک

زندگی مشترک ما در جنوب آغاز شد. حاج همت، حمید قاضی را فرستاده بود تا مرا به دزفول ببرد. وسایلم را جمع و جور کردم و تمام زندگیمان را در صندوق عقب ماشین جا دادیم.قاضی گفت: «از حالا به بعد خانه به دوشی شروع می‌شود».

برایم آنچه اهمیت داشت، دیدن حاجی و بودن در کنار او بود. سختی سفر از همان ابتدا آغاز شد. هوا سرد بود و گرفته و جاده‌ها پوشیده از برف و اینها حرکت ما را کند می‌کرد. از طرفی، توی راه ماشین خراب شد و مدت زیادی هم به خاطر همین حادثه معطل شدیم. در نتیجه، دیرتر از آنچه که باید، به مقصد رسیدیم.

حاج همت تمام بعدازظهر جلوی ساختمان سپاه دزفول منتظر ایستاده بود. وقتی قاضی از ماشین پیاده شد، حاجی جلو آمد و با لبخند گفت: «خدا شهیدت کند، چرا این ‌قدر دیر کردی»!؟

بعد طرف من آمد و گفت: «برای اولین بار فهمیدم انتظار چه‌قدر سخت است».

بعداز ورود به شهر، به دعوت یکی از برادران دزفولی که از دوستان حاجی بود، سه روز در خانه ایشان بودیم. شرایط سختی بود. شهر دایم مورد هدف توپ و موشکهای دشمن قرار می‌گرفت و بسیاری از مردم خانه‌هایشان را رها کرده و به خارج شهر رفته بودند. ما هم که نه خانه‌ای داشتیم و نه وسایل و امکاناتی.

یکی از دوستان حاجی گفت که دو تا اتاق خالی در طبقه دوم خانه‌اش دارد و ما می‌توانیم در آن‌جا ساکن شویم. دو اتاق تودرتو بود. وقتی وارد شدم، فهمیدم که پیش از ورود ما مرغداری صاحبخانه بوده است. با همه این حرفها، بهتر از هیچی بود.

دست به کار شدم. افتادم به جان در و دیوار و کف اتاقها. بعد از چند ساعت، همه‌جا تمیز و مرتب بود ولی بوی بد آن هنوز باقی بود. سری به بازار که اغلب تا پیش از ظهر باز بود، زدم. مقداری وسایل از قبیل کاسه، بشقاب، توری، استکان و یک شیشه گلاب خریدم.

گلاب مصرف در و دیوار شد تا بوی بد باقیمانده در فضای اتاق را از بین ببرد. دو تا پتوی سربازی فرش کف اتاق شد و دو ملحفه سفید هم پرده‌های آن. دیگر همه چیز مرتب بود. بالاخره بعد از گذشت حدود یک ماه از ازدواجمان، سر و سامان گرفته بودیم؛ آن هم زیر بارانی از موشک و گلوله‌های توپ. هر لحظه انفجاری رخ می‌داد و شیشه‌ها را می‌لرزاند. یک روز حاجی یک چراغ خوراک ‌پزی و یک جعبه شیرینی خریده بود. چراغ را به خانه آورد و شیرینی را میان بچه‌های عرب چادرنشین -که دشمن بی‌خانمان‌شان کرده بود و ناچار کنار جاده اهواز- دزفول پناه گرفته بودند- پخش کرد. فقط چند دانه آن را که لای کاغذ پیچیده بود، برای خودمان آورد.
با شدت گرفتن موشک‌باران شهر، صاحبخانه نیز به نقطه امنی نقل مکان کرد. به این ترتیب، خانه دربست در اختیار ما قرار داشت و ما زندگی ساده خود را به طبقه پایین منتقل کردیم. حاجی، به علت مشغله زیاد، اغلب شبها مجبور بود دیروقت به خانه بیاید. در نتیجه، بیشتر وقتها تنها بودم. شبها زیر نور کم‌سوی چراغ نفتی مطالعه می‌کردم. شهر، به دور از غوغای مردم، در تاریکی فرو رفته بود. فقط هر از گاه صدای انفجاری سکوت را می‌شکست.
یک‌بار حاجی سه شب به خانه نیامد. شب چهارم، حوالی ساعت دو نیمه شب بود که دیدم در خانه را می‌زنند. دلم گواهی می‌داد که حاجی است. وقتی در را باز کردم، دیدم کنار در ایستاده. سراپا گل‌آلود و با چهره‌ای خسته گفت: «شرمنده‌ام. چند هفته است که تو را به این‌جا آورده‌ام و تنها رهایت کرده‌ام. حالا هم که با این سر و وضع به خانه برگشته‌ام.»
برای من، دیدن او مهم بود و حالا که آمده بود، تمام غم و غصه‌ها رفته بود.

 

برچسب ها :
ثانی
|
شنبه 19 مهر 1393 - ساعت : 13:37
میشه بگید مدیر سایت و نویسنده های این مطالب کجای شهر خونه دارن ، ماشینشون چیه و چه جوری زندگی میکنن؟
شهید همت ها و خرازی ها دیگه تو این دوران پیدا نمیشند..................... گشتم نبود نگرد نیست
آقای نویسنده از خودت شروع کن شاید یه فرجی شد

سعید سعیدی
|
سه شنبه 25 شهریور 1393 - ساعت : 11:23
بهتره که دخترهای مذهبی ما این مطالب رو بخونن و فقط از مذهب یک نماز و حجاب برندارند و فداکاری که اصل روابط زن و مرد و اساس تاکید خداوند و قرآن و رسول گرامی اسلام (ص) است و باعث سکینه و آرامش می شود را رها کنند .
متاسفانه زنان مذهبی ما در درون آنقدر به ظواهر می پردازند که تفاوتشان با زنان دیگر و غیر مذهبی فقط همین چادرو نماز شده و این باعث می شه که اگه یه آدمی برای دین بیاد ازدواج کنه و با مشکلاتی مواجه بشه که یه غیر مذهبی مواجه هست به این نتیجه می رسه که فقط خودشو محدود کرده و هیچ تفاوتی بین دین و غیر دین نیست خواهشا این پیام رو بذارید تا اگر کسی از این خواهران محجبه مطالعه کرد لحظه ای فکر کنه تفاوت کسی که به چیزی پایبنده با کسی که پایبند نیست چیه ؟
ببینه که زیر توپ و گلوله با نور چراغ داره مطالعه می کنه با اینکه یک ماهه عروس بوده الان عروسهای مذهبی ما تا خونه جدا ی آنچنانی نداشته باشن تا مهریه آنچنانی نداشته باشن تا هزار مسئله رنگ و وارنگ فقط با رنگ مذهبی نداشته باشن زندگی شروع نمی کنن این درده برای جامعه که مسئولین فرهنگی شهر با ید به ان بپردازند که متاسفانه خودشون ثروت زده اند خودشون مروج اشرافی گری و زر و تزویرند این درده برای یک جامعه اسلامی جامعه ما به جایی رسیده که با ید بگیم به اصطلاح اسلامی چو ن عامل نیستیم !!!!!!!!

محمد
|
دوشنبه 24 شهریور 1393 - ساعت : 23:59
این مسئولین اگه در شهر ساکن شوند که از بهترین خانه ها با بهترین امکانات استفاده می کنند نه مثل شهید همت بروند در زیر بمباران با آن امکانات زندگی کنند و در آن زمانی که اکثر مردم دزفول شهر را ترک کرده بودند ، و ضمنا وقتی امام جمعه که 12 سال در این شهر مسئولیت دارد ساکن نشده از بقیه چه توقعی است !!!!

سيد محسن
|
شنبه 22 شهریور 1393 - ساعت : 15:31
خوشا آنان كه دين را آبرويند / به وقت همت ابراهيم خويند

شهروند وظیفه شناس
|
شنبه 22 شهریور 1393 - ساعت : 07:58
م.ط - محترم ایا قشری ضعیفتر از کشاورز سراغ داری ؟ ایا در شهرستان به غیر از کشاورز حقشان پایمال شده ؟ ایا در شهرستان مسئولی را دیده ای که از کشاورز حمایت کند و حق او را به او برگرداند ؟ شما قضاوت کنید برای خشکسالی استان اصفهان هر دوره میلیارد تصویب می شود اما سهم کشاورزان گرگاب چه ؟پول برای حق ابه کشاورزی گرفتند پس سهم ابشان چه شد ؟ من کشاورز زاده ام و با مشکلات کشاورزان زندگی می کنم پس وظیفه خود می دانم که از انها حمایت کنم شما هم با هر مشکلی زندگی می کنید تیتر بزنید. وظیفه ماست که حمایت کنیم .ما همه با هم با اتحاد و برادری به دور از تبعیض می خواهیم و باید ایران عزیزمان را اباد و در جهان سر بلند کنیم .

پاسخ ها
م.ط
|
یک شنبه 23 شهریور 1393 - ساعت : 02:09
همانطور که گفتم مشکل کشاورزان خیلی مهم است و اگر مشکلاتشان حل نشود مردم شهرها بیشتر ضرر میکنند ولی من می گویم فقط نباید مشکلات خودمان را فریاد بزنیم و مشکلات دیگران را هم فریاد بزنیم و البته بهتر است که برای تحقق عدالت از خود هم بگذریم ، من هم مشکلات زیاد دارم ولی از من واجب تر خیلی است ، مثل کودکانی که در این شهر دست فروشی می کنند و سودش به جیب افرادی خاص می رود و این کودکان از حداقل امکانات مثل تحصیل محروم هستند و هر چه به مسئولین هم گفته می شود فایده ندارد ، حال آیا کودکان شما هم اینگونه اند؟
علیرضا
|
شنبه 22 شهریور 1393 - ساعت : 00:35
زیباییهای دنیا را ببینید و ببینید که چه زیبا از فردا مسئولین غیر ساکن در شهر خانواده های خود را آورده و در شهر ساکن می شوند و دست از تجملات و ریخت و پاش بیت المال برمی دارند و با ماشین پیکان و پراید رفت و آمد می کنند و خیلی قشنگ ولایت پذیری خود را نشان می دهند و با این کار تسکینی اندک بر دل مستضعفان ایجاد می کنند و خواهید دید دنیا چقدر زیباتر و قشنگتر می شود !!!!!!!!!!!

شهروند وظیفه شناس
|
جمعه 21 شهریور 1393 - ساعت : 20:53
یک سوال از خوانندگان مطلب بالاکه در زیر دیدگاه خود را نوشته اید ؟ازخودمان شروع کنیم چگونه زندگی میکنیم ؟ چگونه خدمت ؟
اگر در مسیر شهدا وشهید همت ها بودیم انوقت بدون نوشتن و فریاد زدن راه درست را نشان میدهیم ؟ همت ها وشهدا با عمل نه با حرف هدف را نشان میدادند درود و سلام خدا بر انان باد وشرم بر ما که هدف و راه را با این همه شهدا گم کرده ایم

پاسخ ها
م.ط
|
شنبه 22 شهریور 1393 - ساعت : 00:01
شما در این راه چه کرده ای ؟ - ما هر وقت نظرات شما را خواندیم دیدیم اکثرش مربوط به مشکلات خودتان است مثل کم آبی کشاورزان گرگاب و به مشکلات دیگران خیلی توجه نداری ، البته مشکلات کشاورزان خیلی مهم است ولی کسی که به دیگران توصیه می کند باید در عمل هم کاری بکند و مشکلات دیگران راهم فریاد بزند و نه فقط به صورت پنهانی و با نظر گذاشتن در سایت بلکه به صورت عملی و با به خطر انداختن خود .
طلبه
|
جمعه 21 شهریور 1393 - ساعت : 12:31
شهید همت زن باردار خود را برده در یک منطقهء خطرناک و با این امکانات ساکن کرده و بعضی آقایان مسئول حاضر نیستند در شاهین شهر ساکن شوند !!!!!!!!!!!!!

حسین
|
جمعه 21 شهریور 1393 - ساعت : 12:13
احسنت بر رستمیان و یونس و مرصاد و عرق شرم بر پیشانی بعضی از آقایان .

پاسخ ها
شهروند وظیفه شناس
|
جمعه 21 شهریور 1393 - ساعت : 20:46
خودمان جی؟
شهروند وظیفه شناس
|
پنج شنبه 20 شهریور 1393 - ساعت : 22:23
همه ما باید ساده زیستی را الگوی خود قرار دهیم و این مطلب مختص قشر خاص نمی باشد .

مرصاد
|
پنج شنبه 20 شهریور 1393 - ساعت : 17:34
آقای مدیر سایت اشتباه تیتر زده ای......!
باید می نوشتی اشتباهاتی که شهید همت انجام داد مسولین غیر بومی شاهین شهر انجام ندهند

یونس
|
پنج شنبه 20 شهریور 1393 - ساعت : 15:17
رستمیان با نظرت موافقم . همین مسئولین در اغلب راهپیمائیها در صف اول حضور دارند چون عکس اون جلو حضور خیلی مهمه !!! وقتی انسان نگاه مینماید که برخی مسئولین برای حضور در صف اول برخی مراسمات و راهپیمائیها سر و دست می شکنند ولی از کوچکترین الگوبرداری از شهدا ندارند خوب انسان نسبت به اینها بدبین می شود !
مثلا همه مسئولین در راهپیمائی روز قدس می آیند ولی وقتی شما پیشنهاد دادید که نام کتابخانه را با شهدای غزه عجین نمائید و مردم هم حمایت نمودند و خوشحال شدند اینها حاضر نشدند نام را بگذارند !!!
ولی لازم بود شما پیشنهاد می دادید که نام کتابخانه را کوروش یا داریوش یا کاوه آهنگر یا پردیس و ... از این نوع اسمها بگذارید چنان استقبالی می نمودند !!!!!!!!! چرا مسئولین ما فقط در ظواهر خود را نشان می دهند ولی در عمل کاری انجام نمی دهند

پاسخ ها
سعید سعیدی
|
سه شنبه 25 شهریور 1393 - ساعت : 11:33
فرهنگ ما نباید دچار افراط و تفریط شود . ما خواه نا خواه متاثر از سه فرهنگ اسلام ایران باستان و غرب هستیم اگر قرار است حرکتی انجام دهیم در توازن این سه فرهنگ به مقصود می رسیم انکار واقعیت چیزی جز سرخوردگی و دشمن خویی بهمراه نخواهد آورد باید از هر مظهری آنچه را نیکوست برداریم بهتر است بجای اینکه به اسامی کورش و داریوش اعتراض کنیم و یا حتما خواسته باشیم ساختمان در شاهین شهر ایران به نام شهدای غزه عجین شود راهی بینا بین اختیار کنیم مگر در فلسطین شما بنایی برای شهدای جنگ دفاع مقدس دارید ؟ یا چیزی شبیه به این ؟ اگر هست اقدام متقابل انسانی است و اگر نیست اقدام به آن شاید تفریط باشد اگر در خوش بینانه ترین حالت آنرا انسانی بدانیم باز هم از واقعیت چیزی را کسر نمی کند . دوستان خوب است که نظرات خود را می دهیم و قصدم فقط دیدن زوایای دیگر موضوع بود و شاکر این مکان هستم که نظرات مختلف و گاه متضاد را انعکاس می دهد !
رستمیان
|
پنج شنبه 20 شهریور 1393 - ساعت : 10:57
متاسفانه مدیران ما گرچه انسانهای بدی نیستند و در عین حال شاید خیلی اهل عبادات و تقوا هم هستند ولی در عرصه فعالیتهای اجتماعی دیگر شباهتی با شهدا و اسطوره های انقلاب و اسلام ندارند !!!!!!!!!
مسئولین به خانواده شهدا سر میزنند و برای شهدا یادواره می گیرند و عکس آنها را می زنند ولی اینها چه سودی دارد تکریم شهدا برای این است که راه و مرام آنها گم نشود و ما الگوبرداری نمائیم . اینکه اینطور شهید همت خانواده را در معرض خطر قرار دهد و به مناطق جنگی ببرد باعث میشود شهید همت جاودانه بماند و اینطور خداوند هم به او عزت بدهد !
حالا چرا مسئولین به جای بزرگداشت و سر زدن به خانواده آنها یک رفتار آن شهدا را الگو نمی کنند . برای همین است که ما در جنگ با تمام دنیا پیروز شدیم ولی در جنگ اقتصادی و فرهنگی اینطور به فلاکت افتاده ایم .
چون فرماندهان جنگ کسانی مثل همت بودند که جان زنش را هم به خطر می انداخت ولی فرماندهان اقتصادی و فرهنگی برای راحت طلبی خود و خانواده حاضر نیستند در شاهین شهر ساکن شوند !
اگه این مدیران در جنگ بودند چه میشد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟