امروز پنج شنبه 27 مهر 1396

تاریخ انتشار : شنبه 10 اسفند 1392 - 00:17
آقای فرماندار سابق! این یک خداحافظی است؛ نه به امید دیدار...
آقای فرماندار سابق! این یک خداحافظی است؛ نه به امید دیدار...
آقای فرماندار سابق! گفتنیهای شما پیرامون مفسدین و مسئولین ناشایست ... بسیار زیاد است ولی هم حفظ امانتداری و هم عدم انتشار آن در افکار عمومی مانع از بیان آن گردیده است. وگرنه خود می دانید که پشت درهای بسته در جمع نیروهای حزب اللهی چه ها می گفتید! اما یک سئوال از شما داریم: آن افرادی که شما از فساد و تخلف و ریخت و پاش و تضییع حقوق مردم ... توسط آنها به تنگ آمده بودید، تغییر کرده اند و انسانهای صالحی شده اند یا شما تغییر نموده اید؟؟؟

 

سر انجام روز پنج شنبه با حضور استاندار اصفهان مراسم تودیع و معارفه فرماندار جدید شاهین شهر و میمه برگزار گردید . علیرضا بصیری بر مسند فرمانداری شهرستان نشست و مصطفی هادیزاده پس از حدود 4 سال با صندلی فرمانداری شهرستان خداحافظی نمود. نگاهی به حدود 4 سال حضور آقای هادیزاده و مروری بر عملکرد ایشان آن هم پس از اتمام مأموریت وی در این شهر، کاری لازم مینماید، چرا که به سبب اقدامات تأمل برانگیزی که ایشان در حق مدیریت سایت نمود، اگر در زمان حضور ایشان سخنی به میان می آمد، بر تمایلات نفسانی حمل می گردید و مطمئنا از سوی فرماندار و دوستان ایشان حمل بر اغراض شخصی می شد و بیان می گردید که عدم تمدید حکم فرمانداری ایشان در دولت جناب آقای روحانی به خاطر انتقادات این سایت و یا دوستان عدالتخواه شاهین شهری است. اما حال که فرماندار دولت احمدی نژاد قرار است در دولت تدبیر و امید هم جایگاهی! داشته باشد دیگر مانعی در کار نیست. 
به هر جهت هنگامی که چهار سال پیش شنیده شد که شخصی بدون اتصال به کانون های قدرت و ثروت و بر اساس شایسته سالاری و برآمده از متن مردم می خواهد بر این مسند تکیه زند بارقه های امید زیادی در دلها روئید که با این وجود تحول خاصی در این شهر رخ خواهد داد. در آغاز هم آن امید به حقیقت پیوست و همان انتظاری که می رفت محقق گردید. همان سادگی و پر کاری و مردمی بودن و اهمیت به مسائل مهم و ایجاد وحدت بین عناصر فرهنگی و دغدغه برای حل مشکلات مردم و بی آلایشی و باز بودن درب فرمانداری بر روی مردم و ملاقاتهای مردمی با ایشان به صورتیکه به راحتی می شد با نفر اول شهرستان دیدار نمود و گوش شنوائی که همه درد و دلها را می شنید و در صدد حل آنها بر می آمد. خود وی در همان ماههای ابتدائی به علت جلسات متعدد با مردم، وضعیت شهرستان را به خوبی درک نمود و از کمبودها و وضعیت نابسامان فرهنگی و مدیریتی شهر مطلع گردید و در جلساتی که تمام دوستان دلسوز سطح شهر با ایشان داشتند از اشراف ایشان بر مشکلات ابراز خوشحالی می نمودند و امیدواری برای حل مشکلات بسیار زیاد گردید. فرماندار سابق در جلسات متعدد با دوستان از مدیریت فرهنگی شهر ، از وضعیت ریخت و پاش بیت المال، از زد و بندهای سیاسی در مدیریت شهر و دریافت حقوق و پاداشهای میلیونی و حقوقهای دریافتی به واسطه حضور در کمسیونهای صوری و از پیشنهادات مدیران شهر به ایشان برای دریافت خودرو و پیوستن به جرگه مدیران اشرافی و هزاران فساد و زد وبند سیاسی ابراز گلایه می کرد. از عدم سکونت مدیران تراز اول در شهرستان و ناکارآمدی آنها می گفت و از عدم به کار گیری نیروهای بومی و جوان شهرستان شکایت داشت. و مدام به دوستان و جوانان شهر توصیه می نمود که با ایجاد تشکیلات و ایجاد اتحاد در صدد ورود به حلقه بسته مدیریت شهر بر آیند. 
ولی هر چه زمان گذشت روز به روز به شهادت اکثر کسانی که پای صحبتهای ایشان در اوائل کار بودن تغییرات محسوسی احساس گردید و روند استحاله و تغییرات ایشان مشاهده گردید. و متاسفانه این اتفاق افتاد و بر اثر عدم اهتمام جدی بر حفاظت از مرزهای عقیدتی و سیاسی و ... در نتیجه کسی که از خانواده همین مردم بود و از دل همین مردم بر مسند مدیریت نشسته بود بتدریج و بدون آنکه متوجه شود از مرزها عبور کرد و بر اثر تنفس در فضای خارج از این مرزها و همنشینی و رفت و آمد با کسانیکه خود آنها را از متجاوزین به حقوق مردم و یا پایمال کننده فرهنگ و تدین این مردم می دانست، دچار دگرگونی و تغییر شد. 
فرمانداری که خود علت نابسامانی فرهنگی شهر را در مدیریت غلط فرهنگی یکی از مدیران شهر می دید، حال مدافع وی شده بود و از او دفاع می نمود. همان کس که خود فرماندار در جمعی عنوان می داشت که در ابتدای مسئولیت به دعوت وی به خانه ایشان رفته و آن شخص برای نشان دادن حمایت کانونهای قدرت از وی و مطیع نمودن فرماندار در خانه وی، معاون وزیر و معاون رئیس جمهور و آیت اله واستاندار .... را دیده است. 
فرمانداری که از ریخت و پاش بیت المال توسط برخی مسئولین سخن می راند و از حقوقهای بی حساب آنها سخن می راند، به جای دفاع از ناهیان منکر برای آنها شایعه سازی می نمود ! با دست آویز نمودن مسائلی خنده دار که زبان از گفتن آن شرم دارد!!! و همان مسئولینی که دم از اخلاقمداری و المومن مراه المومن می زدند با انتشار مطالب کذب سعی در بردن آبروی عدالتخواهان داشتند! آقایان بجای مبارزه با مفاسد و نهی از منکر تضییع کنندگان بیت المال و حقوق مردم با ناهیان از منکر به مقابله برخاستند. با تخریب و شایعه و دروغ و...! این در حالیست که ناهیان از منکر در ابتدای انتقادات خود دست رد به پیشنهاد رشوه از سوی معاون یکی از ادارت و استخدام در آن اداره کذایی زدند تا مباد حنجره های عدالتخواه را با چنین نقشه های کثیفی که سیره برخی گردیده است را بخواهند ببندند! جناب فرماندار سابق بجای شکایت از کسانی که حقوق مردم را پایمال نموده اند و پیگیری حقوق از دست رفته مردم، از ناهیان از منکر به علت انتشار خبری که بخشی از اطلاعات آن را شخص وی در یک جمع 10 – 20 نفره مطرح نموده بود، شکایت نمودند!!! ای عجب! فی تقلب الاحوال عرف جواهر الرجال... . 
آقای فرماندار سابق ! شما به برکت دولت مردمی احمدی نژاد توانستید در حلقه بسته مدیران راه پیدا کنید و گرنه تا سالها همان معلم شهر و دیار خویش باقی می ماندید. ولی وقتی یکی از مسئولین این شهر برای تشویش اذهان عمومی مردم، پشت تریبون اعلام نمود که در صورت اجرای مرحله دوم طرح هدفمندی یارانه ها، قیمت نان پانزده هزار تومان خواهد شد، شما لب فرو بستید و دفاعی از دولتی که صدقه سر آن به مدیریت رسیدید نکردید! وقتی همان مسئول شما را به علت موضعگیری در مقابل سران فتنه توبیخ نمود باز هم لب فرو بستید! ولی به محض اینکه این سایت اسامی افرادی که با فامیل بازی برخی مسئولین به استخدام فلان ارگان در آمده بودند را افشا نمود، در تریبون نماز جمعه از آنها انتقاد نمودید! البته انتقاد از این سایت اشکال ندارد ولی چرا از همان تریبون در خصوص کانونهای قدرت و ثروت که به تشویش اذهان عمومی و دفاع از فتنه گران پرداختند لام تا کام حرفی نزدید؟!! 
آقای فرماندار سابق! شما همیشه می گفتید جوانان تحصیلکرده و مومن و بومی شهر در مسئولیتها ورود پیدا نمایند، ولی شما هیچ تلاشی برای ورود جوانان شاهین شهری به حلقه بسته مدیران ننمودید و حتی برخی معاونین خود را از شهرستانهای اطراف آوردید! در انتخاب رئیس سازمان رفاهی و تفریحی حاضر نشدید از یک جوان تحصیلکرده حزب اللهی و بومی شهر که صبغه فرهنگی داشت، حداقل در جلسه تعیین مدیریت سازمان حمایت زبانی نمائید و از کسی که نه بومی این شهر بود و نه در این شهر ساکن است و نه سابقه مدیریت فرهنگی داشته حمایت نمودید و بر مسند این مرکز مهم فرهنگی شهر کسی را نشاندید که سابقه اقتصادی(مدیریت مالی و اداری) داشت!!! نه صبغه فرهنگی! 
آقای فرماندار سابق ! آیا بجای گلایه و شکایت از افشای نام متخلفین و پایمال کنندگان حقوق بسیاری از مردم، نمی توانستید از مسئولی که به قول خودتان صبح که بلند می شود نانش را در نجاست میزند و می خورد شکایت نمائید؟ و یا با او برخورد مؤثر و بازدارنده کنید؟
آقای فرماندار سابق ! قبول نمائید که شما تغییر نموده بودید و دیگر آن آدم سال 1389 نیستید! برای اینکه لحظه ای به فکر فرو روید و شاید در خود تأملی نمائید یک مصداق از تغییرات شما را ذکر می شود: آیا اهدای پارچه های کت و شلوار به مدیران شهرستان در آخرین روز حضور شما در این مسئولیت فرمانداری امری مطابق با سیره ائمه معصوم و امام راحل و رهبر انقلاب بود؟ شاید برای بسیاری از مدیران جریانهای سیاسی دیگر این امری جایز به شمار آید! ولی برای کسی که از متن مردم به مدیریت رسیده و با این آرمان که نسل جدیدی از مدیرانی حاکم گردند تا همان عطر و بوی رجائیها را بدهند و انقلاب را به مسیر صحیح آن بازگردانند این کار صحیح است! اهدای هدیه به مدیرانی که وضعیت معاش مطلوبی دارند آن هم از کیسه بیت المال صحیح است ؟ پس حق کارمندان و کارگران کم در آمد چه می شود؟ آن هم در شرایط تحریم اقتصادی!!! آیا این شائبه را در ذهن به وجود نمی آورد که از بیت المال برای محبوبیت شخصی خویش مصرف نمودید؟ پیامبر(ص) فرمودند: من و هر پيامبر مستجاب الدعوه اى كسى كه اموال عمومى را به خود منحصر سازد و[ تصرف] در آن را به نفع خود حلال شمارد، لعنت می نمائیم. 
آقای فرماندار سابق! گفتنیهای شما پیرامون مفسدین و مسئولین ناشایست ... بسیار زیاد است ولی هم حفظ امانتداری و هم عدم انتشار آن در افکار عمومی مانع از بیان آن گردیده است. وگرنه خود می دانید که پشت درهای بسته در جمع نیروهای حزب اللهی چه ها می گفتید! اما یک سئوال از شما داریم: آن افرادی که شما از فساد و تخلف و ریخت و پاش و تضییع حقوق مردم ... توسط آنها به تنگ آمده بودید، تغییر کرده اند و انسانهای صالحی شده اند یا شما تغییر نموده اید؟؟؟ که اکنون به تعریف و تمجیدشان می پردازید و ...! 
امام علی علیه السلام می فرماید: «اگر مساله احقاق حق و حضور مردمی نبود و خدای سبحان از عالمان دین پیمان نگرفته بود که نگذارند عده ای پرخوری کنند و عده ای در اثر سوءتغذیه رنج ببرند ، می دیدید که مهار شتر خلافت را بر کوهانش می انداختم و آخر خلافت را به کاسه اولش آب می دادم و شما می یافتید که دنیایتان نزد من ، بی رغبت از عطسه بز ماده است و زهد من نسبت به دنیا ، بیش تر از زهدم نسبت به عطسه بز می باشد»! شما که بجای احقاق حقوق مردم و مبارزه با مفسدان اقتصادی و سیاسی و... که روزگاری فریادتان از دست آنها به آسمان بلند شده بود درعوض حمایت از جریان عدالتخواهی، علیه این جریان کمر همت بستید!!! (آن هم با چه کارهای سخیفی!) بزعم خودتان و در دادگاه وجدان خویش، به خود پاسخ دهید که در قاموس و تراز مدیریت علوی چه چیزی را انتخاب نموده اید؟ 
آقای فرماندار سابق! دیگر نمی شناسیمتان و لذا خداحافظ و البته نه به امید دیدار... . 
ختم کلام، کلام رب العالمین: ....تِلْكَ الأيَّامُ نُدَاوِلُهَا بَيْنَ النَّاسِ وَلِيَعْلَمَ اللّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ وَيَتَّخِذَ مِنكُمْ شُهَدَاء وَاللّهُ لاَ يُحِبُّ الظَّالِمِينَ(آل عمران/140) 

 

 

 

برچسب ها :
پیمان
|
سه شنبه 28 مرداد 1393 - ساعت : 23:10
اگه امکان صحبت آنلاین اضاف کنین خیلی خوب میشه ما میخوایم موانع شهرمون بر طرف شه نه که4 تا بیان بخورنو برن نماینده قبلیمون کجان راستی؟؟؟؟؟

پیمان
|
سه شنبه 28 مرداد 1393 - ساعت : 23:08
سلام به نظرم ما خودمون تو شهر افراد لایق زیاد داریم الان فرماندار جدبدم اصفهانی فکر کنم چه میدونن مشکلات شهر کجان با یه ماشینی ملک شهر دیدمشون اسمش یادم نیست البته اینم بگم 4 نفر که دور شونن بش میگن مشکلات چیان بسه زیاد فکرمون مشغول نکنیم 4روز دیگه یکی دیگه میاد کمی به ساده زیستی رو بیارن خوبه بعد که میرن ببخشیدا کارای خطاشون رو میشه عجیبه

ناشناس
|
سه شنبه 20 اسفند 1392 - ساعت : 23:12
آقاي هادي زاده وعده ما قيامت، اگر حقوقي از من شهروند تضيع كردي رضايت ندارم. همين و بس!

ناشناس
|
سه شنبه 20 اسفند 1392 - ساعت : 23:10
واي به حال ما از دست اين حاكمان .....

باخدا
|
دوشنبه 19 اسفند 1392 - ساعت : 23:43
مدعی خواست که از بیخ کند ریشه ما/غافل از آنکه خدا هست در اندیشه ما...

سلامي
|
یک شنبه 18 اسفند 1392 - ساعت : 23:13
آقاي هادي زاده چرا اينطور شدي ؟چرا؟ اي كاش جايي ميديدمت ازت سوال ميكردم؟ البته خيلي وقته كه ديگه تلفن هم جواب نميدي! شايد جوابي نداري !

پاسخ ها
ناشناس
|
دوشنبه 19 اسفند 1392 - ساعت : 23:44
روزگار غریبی است نازنین...
بسیجی
|
شنبه 17 اسفند 1392 - ساعت : 08:03
باسلام عزیزان شما دوست ودشمن را نمی شناسید مواظب باشید.

پاسخ ها
خواننده سایت عدالتخواهی
|
شنبه 17 اسفند 1392 - ساعت : 11:30
اتفاقا این مدت که من این سایت را مطالعه میکنم به این نتیجه رسیدم که اینها اگر برادر و اقوامشان هم خطا نمایند به اونها هم رحم نمی کنند . خدائیش این شعار اینکه ما با کسی عقد اخوت نبسته ایم و دوست ما کسی است که منافع اسلام و انقلاب را تامین نماید ، برازنده این سایت است
مرصاد
|
شنبه 17 اسفند 1392 - ساعت : 23:25
ای کاش دلیل این صحبت تان را بیان می کردید!
میثم حسینی
|
یک شنبه 18 اسفند 1392 - ساعت : 08:33
لابد دوست کسی است که فقط تعریف شما را کنند و شما هم پارچه های بیت المال را بدهید به مدیران و این سایت هم بگوید به به ! و شما هم بگوئید چه بصیرتی ! به خاطر اینکه چشم دشمنان به ما دوخته شده نباید از مسئولان نظام انتقاد نمود !!! چون دشمن سوء استفده مینماید !!! برید جمع کنید خودتون را همین کارها را میکنید که مردم میرند بی بی سی میبینند ! بذارید صدای مردم حداقل از این سایت بیان گردد . این اعمال شما مسئولان است که دشمن از آن سوء استفاده مینماید نه مبارزه با اعمال شما .
ناشناس
|
جمعه 16 اسفند 1392 - ساعت : 14:03
روزی بهلول بر هارون وارد شد. هارون گفت: ای بهلول مرا پندی ده. بهلول گفت: اگر در بیابانی هیچ آبی نباشد تشنگی بر تو غلبه کند و می خواهی به هلاکت برسی چه می دهی تا تو را جرئه ای آب دهند که خود را سیراب کنی؟ گفت: صد دینار طلا.
بهلول گفت اگر صاحب آن به پول رضایت ندهد چه می دهی؟ گفت:… نصف پادشاهی خود را می دهم. بهلول گفت: پس از آنکه آشامیدی، اگر به مرض حیس الیوم مبتلا گردی و نتوانی آن را رفع کنی، باز چه می دهی تا کسی آن مریضی را از بین ببرد؟
هارون گفت: نصف دیگر پادشاهی خود را می دهم. بهلول گفت: پس مغرور به این پادشاهی نباش که قیمت آن یک جرعه آب بیش نیست. آیا سزاوار نیست که با خلق خدای عزوجل نیکوئی کنی؟!

پدرام . ت
|
پنج شنبه 15 اسفند 1392 - ساعت : 00:03
بنام خدا لازم است از مسئولين محترم سوال كنيم كه واقعا براي شما مرز بين انتقاد و تخريب چيست؟ الان بنظر من كه يك ناظر بيروني هستم اين يك مطلب انتقادي است نه يك مطلب تخريبي.اگه واقعا ايشون اين انتقاد ها را قبول نداره بياد جواب بدهد و از خودش دفاع كنه و شما مسئولين سايت هم بايد اين جرات را داشته باشيد و مطالب و دفاعيات ايشون را بنويسيد. اين وسط افكار عمومي قضاوت ميكنند.

سید
|
چهارشنبه 14 اسفند 1392 - ساعت : 22:51
عجب کارهائی کرده این فرماندار و ما خبر نداشتیم . از اینکه اینقدر نسبت به شهر و منافع مردم دلسوزی و پیگیری دارید من به نوبه خود از شما تشکر مینمایم .

ناشناس
|
چهارشنبه 14 اسفند 1392 - ساعت : 10:40
سلام من كارمند ...... هستم ، مي خواستم بگم شما واقعا خيلي دقيق نوشتيد من اين موضوع را متوجه شده بودم ولي ظرفيت انتقاد در بين مسئولين ما خيلي پايين است و اگه كسي حرفي خلاف نظر اونها بزنه ميگن اون داره تخريب ميكنه ، من هم راستش را بخواهيد نگفتم ! چون ترسيدم عواقب داشته باشه.

وحیدی
|
چهارشنبه 14 اسفند 1392 - ساعت : 08:23
خداوندا به تو پناه می برم از تقدم منافع شخصی بر منافع انقلاب!

ناشناس
|
سه شنبه 13 اسفند 1392 - ساعت : 21:44
و خدایی که در این نزدیکی است! اگر باور کنیم همین را خیلی از کارها را نمی کنیم... همین

ناشناس
|
سه شنبه 13 اسفند 1392 - ساعت : 09:37
شبها بیاد تو همش خوابهای رنگی می بینم

طلبه
|
سه شنبه 13 اسفند 1392 - ساعت : 09:03
ميان اقايان هاديزاده و ملكيان نقطه اشتراك جالبي يافتم. آقاي هاديزاده در آخرين روزهاي مسئوليتش پارچه ي كت و شلوار هديه مي دهد و اقاي ملكيان در ماه هاي آخر مسئوليتش در سمت امام جمعه ي شاهين شهر ارث و ميراث خود را صرف ساختن حوزه علميه مي كند.

مقداد
|
سه شنبه 13 اسفند 1392 - ساعت : 08:04
جاي نيروهاي انقلابي و عدالت طلب شهرمان در سمت هاي شهرمان خالي است. بايد با اتحاد و توكل به خدا اين فقدان را مرتفع كنيم.

رضا
|
دوشنبه 12 اسفند 1392 - ساعت : 23:53
جناب آقاي ملكيان إ با يك خداحافظي مردم شاهين شهر را خوشحال كنيد. و بر خوشحالي مردم از رفتن آقاي هاديزاده بيفزاييد.

ناشناس
|
دوشنبه 12 اسفند 1392 - ساعت : 13:44
از آقاي بصيري مي خواهم كه سير تغيير آقاي هاديزاده و مسائلي كه در مدت فرمانداري او در شاهين شهر رخ داد را با دقت مرور كرده و نصب العين خود قرار دهد. چرا كه آزموده را آزمودن خطاست.

ناشناس
|
دوشنبه 12 اسفند 1392 - ساعت : 13:16
خبر رفتن هاديزاده را به فال نيك مي گيريم و انشاء الله به زودي در جلسه ي توديع و معارفه ي آقاي ملكيان هم شركت مي كنيم.

حرف دل
|
دوشنبه 12 اسفند 1392 - ساعت : 10:11
سلام واقعا آقاي هادي زاده از م.م كه نيروي ارزشي بود براي رياست سازمان رفاهي تفريحي حمايت نكرده من كه باور نميكنم ، ايشون كه خودش توي جلسات مهندسي فرهنگي كه اوايل مسئوليتش تشكيل ميداد مي گفت با يد از بين شما مسئولين آينده شهر بيرون بياد اونوقت حمايت نكرده ؟؟!!من خيلي نگاهم به ايشون تغيير كرد! اين را واقعا ميگم دوستان.

رضا
|
یک شنبه 11 اسفند 1392 - ساعت : 23:45
سلام
آقاي هادي زاده خيلي توي دلم جا گرفته بودي! اينا واقعا راست ميگم ، ولي هر چه گذشت با ما فاصله گرفتي و تا جايي كه ديگه بايد براي ديدنت چقدر پيچ وخم رد ميكرديم وباز هم موفق نمي شديم، حيف آقاي هادي زاده جان ! كه زود گذشت روزهاي خوب مردم با شما....

ناشناس
|
یک شنبه 11 اسفند 1392 - ساعت : 22:10
نقد منصفانه و بجایی کردید. هم محاسنش رو گفتید و هم ایراداتش را

ناشناس
|
یک شنبه 11 اسفند 1392 - ساعت : 20:01
الحمد لله! فرصت سوزان یکی یکی دارند از شاهین شهر میروند. اتفاقات خوبی در راه است؛ باور کنید؛ شک نکنید؛ این سایت را ترک نکنید؛ کمی صبر کنید بقیه فرصت سوزان هم سایه سنگینشان از این شهر کم می شود

کارشناس مسائل سیاسی
|
یک شنبه 11 اسفند 1392 - ساعت : 14:10
واقعا مثال جالبی زدید: فی تقلب الاحوال عرف جواهر الرجال؛ تا دولت عوض شد و شرایط تغییر کرد آقای فرماندار سابق بطور کلی ارتباطش رو با بچه های ستاد احمدی نژاد قطع کرد و حتی جواب تلفنهاشون رو هم نمیداد: عجب!! واقعا عرف جواهر الرجال/ خدایا پناه برتو از این همه تغییرات

دانشجوی تاریخ
|
شنبه 10 اسفند 1392 - ساعت : 22:53
آقای هادیزاده چطور پول بیت المال را خرج محبوبیت خود نمودید ! و در این شرایط اقتصادی به مدیران هدیه دادید !من مطمئن هستم الآن هم اشتباه خود را نمی پذیرید ولی بدانید این کارها با سیره امیرالمومنین نمی سازد .
به این سخن حضرت به دقت توجه نمائید و توبه نمائید .
امام علی)ع( می فرمایند:ویرانی و عقب ماندگی یک کشور وقتی شروع می شود که مردم آن تنگدست و فقیر شوند و زمانی توده های مردم در فشار اقتصادی قرار می گیرندکه دولتمردان با استفاده از اهرم قدرت، اموال وامکانات را ویژه ی خود سازند

ناشناس
|
شنبه 10 اسفند 1392 - ساعت : 22:27
حرف های شما برای رضای خدا نیست

110
|
شنبه 10 اسفند 1392 - ساعت : 22:24
و بدانیم هدف از قبول مسئولیت در حکومت دینی، این است که امام علی)ع( می فرمایند:
خدایا! تو خود میدانی که هدف ما رقابت برای بدست گرفتن قدرت و نیز خواستاری فزونی مال دنیا نبود

ناشناس
|
شنبه 10 اسفند 1392 - ساعت : 22:13
من احمدی نژادمو میخوااااااااااااااااااااااااام...

رحمانی
|
شنبه 10 اسفند 1392 - ساعت : 22:01
یادم اوائل چند جلسه که در خدمت فرماندار بودیم ، میگفت من به این شهر آمده ام و نه میخواهم بمانم نه میخواهم عضو شورا شوم نه دنبال مسئولیت هستم ....

کرمانی
|
شنبه 10 اسفند 1392 - ساعت : 20:31
اگه شفاف سازی میشد که در مراسم تودیع و معارفه چه هدایائی به ایشان هم دادند خوب بود . شما هم در این مسئله ورود پیدا نمائید و از مسئولین بخواهید که از این به بعد هر هدیه ای که خواستند بدهند شفاف اعلام نمایند تا مردم هم بدانند . اگه پول بیت المال هست ما هم میخواهیم بدانیم از پول ما چه هدایائی به هم میدهند .

خادم
|
شنبه 10 اسفند 1392 - ساعت : 19:04
آقای فرماندار ! به قول این سایت شما معلم ساده ای بیش نبودی و به برکت احمدی نژاد فرماندار شدید ! چطور میشه اگر انسان بر سر اصول خود باقی بماند در دو دولت هم جای داشته باشه ! دو دولتی که پارادوکس هم هستند !

ناشناس
|
شنبه 10 اسفند 1392 - ساعت : 16:59
الله اکبر.... کسانیکه از گرده عدالت خواهان بالا رفتند و به جایی رسیدند همه هم و غمشان بایکوت نیروهای عدالتخواه بود!!!

علی ی
|
شنبه 10 اسفند 1392 - ساعت : 14:51
این جمله صفحه اول سایت که گذاشتید خیلی عالی بود مصداق آقایان و خیلی از انقلابیهای دو آتیشه شهر است که خیلی حرف زدند ولی جا زدند . اف بر این دنیا
رهبر معظم انقلاب : گفتن، آسان است؛ عمل كردن، دشوار است؛ استمرار عمل، بمراتب دشوارتر است. بعضى فقط ميگويند؛ بعضى اين گفته را در عمل هم نشان ميدهند، اما نميتوانند در مقابل حوادث عالم، در مقابل طوفانها، در مقابل تمسخرها، در مقابل طعنه‌زدنها، در مقابل دشمنى‌هاى غيرمنصفانه طاقت بياورند، لذا متوقف ميشوند؛ بعضى به اين اكتفاء هم نميكنند كه متوقف بشوند، عقبگرد ميكنند؛ مى‌بينيد ديگر. ( رهبر عزیزم دقیقا در این شهر چند موردش را دیدم )

طلبه
|
شنبه 10 اسفند 1392 - ساعت : 10:05
قال الصادق (ع) : حبُّ الدنيا رأس كلّ خطيئه

میرزا حسین
|
شنبه 10 اسفند 1392 - ساعت : 09:35
داخل این شهر هرچی آدمهای انقلابی سراغ داشتیم یکی یکی دارند وا میدند ! چرا اینجوری شده ! خیلی از کسانی که در این شهر بر علیه برخی مسئولین شهر مدام سخنرانی و گفتگو مینمودند الآن میبینی کنار همون بابا که میگفتند بوووووووووووووقه نشستند . بابا به ما هم بگید چه خبره تا ما هم بیائیم .

علیرضا
|
شنبه 10 اسفند 1392 - ساعت : 08:58
چرا داخل عکسهای تودیع و معارفه که گذاشتید فرماندار اینقدر ناراحت و پکر است مثل اینکه اصلا اعصاب نداره !!؟

ت.ي
|
شنبه 10 اسفند 1392 - ساعت : 08:36
سلام
5شنبه رفته بودم جلسه توديع و معارفه ، اقاي ملكيان درباره آقاي هادي زاده گفت : ايشان هرچه از آغاز مسئوليتش گذشت بهتر شد ...!! اين مطلب را گذاشتم كنار مطالب دوستان داخل سايت شما ديدم چقدر جالبه! آقاي هادي زاده هر چه مطلوب ملكيان شده ، براي نيروهاي ارزشي كم ارزش تر شده . عجب داستانيه داستان اين محور وحدت داخل اين شهر......

برای پینوکیو
|
شنبه 10 اسفند 1392 - ساعت : 07:26
خسته ام پینوکیو! این جا آدم ها دروغ های شاخ دار می گویند و دماغ درازشان را به راحتی جراحی پلاستیک می کنند!

سید رضا
|
شنبه 10 اسفند 1392 - ساعت : 00:11
برخي افراد تمام هستي شون را مديون احمدي نژاد هستند آنوقت حالا اين جور دارند براي بقا .......