امروز یک شنبه 12 تیر 1401

تاریخ انتشار : یک شنبه 13 مرداد 1392 - 00:00
شاهین شهر؛زنگ تفریح مدیران پروازی(درآمدی بر آسیب شناسی مدیران غیر ساکن!معضل بزرگ شاهین شهر)
  شاهین شهر؛زنگ تفریح مدیران پروازی(درآمدی بر آسیب شناسی مدیران غیر ساکن!معضل بزرگ شاهین شهر)
لذا لازمست که آن دسته از مسئولین و مدیران رده­ بالای شاهین شهر که در شاهین شهر سکونت ندارند و در اصفهان، سپاهان شهر، برخوار و یا... زندگی می­کنند بهمراه خانواده در شاهین شهر رحل اقامت گزینند و مردم شاهین شهر را از این نعمت محرم نکنند. همانگونه که سیره شهدا و فرماندهان بسیجی و مخلص دفاع مقدس نیز همین بود، کاری کنند که قیامت شرمنده شهدا نشوند.

یکی از ملزومات مدیریت اسلامی، مدیریت و کار خالصانه برای مردم، زندگی در سطح آنها و در میان آنهاست. وجه اول قضیه که روشن است به این معنی که مدیر اسلامی بسبب اینکه در جامعه اسلامی و نظام سیاسی اسلامی مدیریت می­کند و از آنجا که هدف نظام سیاسی اسلامی خدمت خالصانه و بی­منت به مردم است، لذا مدیر اسلامی در چنین نظامی بعنوان خادم و مردم مخدوم بحساب می­آیند و بهمین دلیل است که در اصطلاح اداری/ مدیریتی مردم را ارباب رجوع می­نامند، بالطبع مدیران و کارمندان دوایر دولتی(دولت بمعنای کل نظام سیاسی) نوکر مردم تلقی می­گردند. تا اینجای بحث روشن شد. به قول طلاب سلمنا. گرچه در حال حاضر متأسفانه در سیستم موجود مدیریت کشور جای نوکر و ارباب عوض شده و بسیاری از مدیران و کارمندان بلحاظ فرهنگ اداری خود را رییس و مافوق مردم تصور می­نمایند که البته تصور غلطی است و این معضل باید در جای خود مورد بازبینی و واکاوی قرار گیرد و بطور اساسی درمان گردد.

اما در خصوص وجه دوم مسئله؛ یعنی وجه مردمی نظام و زندگی مدیران در سطح مردم و درمیان آنها.

یکی از بهترین لوازم مدیریت اسلامی، زندگی در محل یا منطقه تحت مدیریت و در میان مردم منطقه(شهر/روستا) است. یک مدیر هرچقدر هم که توانمند، کاری و پرتلاش و در مدیریت خود زبده باشد به هر حال در طول ساعات اداری ناچار است که در محل کار خود، در پشت دربهای بسته وظایف روزانه خود را به انجام برساند. طبعا گزارشهایی که در حوزه کاری وی از سطح شهر و اجتماع قرار دارد و از کانالهای مشخص و مرسوم به وی می­رسد به قول رهبر انقلاب اگرچه دروغ نیستند اما وقتی خود فرد این گزارشها را بررسی می­کند مشاهده می­کند که مطابق با واقع و انتظارات هم نیست(نقل به مضمون) و این مشکل بسبب ضعف ابزارهای نظارتی از یکسو محدودیت نظارت مستقیم مدیران در ساعات اداری در اثر مشغله­ها و حجم کارهای روزانه در سازمان/ اداره تحت مدیریت آنهاست که همه وقت کاری آنها را پر می­نماید. بعد از اتمام ساعات کاری هم که جناب مدیر برای استراحت و تجدید قوا و رسیدگی به امور شخصی و خانواده به منزل خود در اصفهان یا شهرستان برخوار و... می­رود و خداحافظ شاهین­شهر و مردم شاهین­شهر تا روز کاری بعد... !

خوب مشکل قدری واضحتر شد. مدیران غیر ساکن در شاهین­شهر یا در اصطلاح امروزی مدیران پروازی یا مدیران مسافر یا هرچه شما بگویید. آن هم برخی از مدیران تراز اول شهر.(این مسئله را در ذهن داشته باشید تا دوباره به آن پرداخته شود).

اما منظور از زندگی در سطح مردم:

زندگی در سطح مردم به این معنی است که بنگرند اوضاع معیشتی قاطبه مردم و بلکه پایین ترین سطوح زندگی مردم به لحاظ اقتصادی چگونه است آنگاه وضعیت خود را باآنها تنظیم نمایند و بلکه هماهنگ کنند. مسلما مسئولان یا مدیرانی که حقوقهای میلیونی می­گیرند و برای شرکت در جلسات و کمیسیونهای مختلف نیز حق جلسه و کمیسیون و... دریافت می­نمایند هرگز و هرگز و هرگز نمی­توانند درد فقر و محرومیت مردمی را بچشند که با حقوق زیر پانصد هزار تومان با چندین فرزند و دهها مشکل در همین شهر تحت مدیریت آنها زندگی می­کنند. بنابراین بایستی زندگی را با وضعیت مردم هماهنگ کنند و این کار الطاف و برکات فراوانی دارد که پرداختن به آنها خارج از حوصله­ی این بحث است. حداقل حسن آن تلاش بی­وقفه برای ارتقاء سطح زندگی و معیشت و رفاه عمومی است.

وبالاخره زندگی در میان مردم:

وقتی مدیر/ مسئول محترم پس از اتمام کار به خانه خود می­رود مسلما خانواده وی در طول روز با مسائل و مشکلات مختلفی روبرو بوده­اند که بعضا حل برخی از آنها بعهده آقای مدیر نظام که اکنون در نقش پدر و مدیر خانواده ظاهر گردیده می­باشد. بعنوان مثال مشکلات مدرسه فرزندان، وضعیت حمل و نقل عمومی، وضعیت خدمت­رسانی ادارات دولتی، گرانی و بازار و معیشت، امنیت و اعتیاد و... که ضمن اینکه مشکل یا مسئله خانواده­ی جناب مسئول/ مدیر و یا پدر است بطریق اولی مشکل مردم محله و شهر نیز می­باشد. حسن صحبت با خانواده در اینست که فارغ از چارچوب­های مرسوم و اداری و ملاحظات رسمی و غیر رسمی و بعضا غیرمنطقی مسائل را با پدرخانواده/ مسئول نظام در میان می­گذارند و وی نیز در صدد رفع مشکلات خانواده­اش که بجهتی مشکلات شهر هم هست، برخواهد آمد.

علاوه بر این رفت و آمد مسئولین در سطح محله، مسجد محل، اجتماعات مسلمین و اماکن عمومی همچون بازار، پارک، ارتباط با همسایگان و... وی را از نزدیک و بطور ملموس با مشکلات روزمره و بعضا چندین ساله مردم مواجه ساخته و ایشان را به چاره­اندیشی در حوزه کاری خود و تذکر به دیگر مسئولین در سایر دستگاهها وامی­دارد.

لذا لازمست که آن دسته از مسئولین و مدیران رده­ بالای شاهین شهر که در شاهین شهر سکونت ندارند و در اصفهان، سپاهان شهر، برخوار و یا... زندگی می­کنند بهمراه خانواده در شاهین شهر رحل اقامت گزینند و مردم شاهین شهر را از این نعمت محرم نکنند. همانگونه که سیره شهدا و فرماندهان بسیجی و مخلص دفاع مقدس نیز همین بود، کاری کنند که قیامت شرمنده شهدا نشوند.

برخی مسئولین مشکلات خانوادگی خود را علت این امر بیان کرده­اند، اما بد نیست بدانیم سردار خیبر شهید حاج محمدابراهیم همت در دوران دفاع مقدس همسر باردار خود را در کجا سکونت داده بود!

 

روایت همسر شهید:

آغاز زندگی مشترک

زندگی مشترک ما در جنوب آغاز شد. حاج همت، حمید قاضی را فرستاده بود تا مرا به دزفول ببرد. وسایلم را جمع و جور کردم و تمام زندگیمان را در صندوق عقب ماشین جا دادیم.قاضی گفت: «از حالا به بعد خانه به دوشی شروع می‌شود».

برایم آنچه اهمیت داشت، دیدن حاجی و بودن در کنار او بود. سختی سفر از همان ابتدا آغاز شد. هوا سرد بود و گرفته و جاده‌ها پوشیده از برف و اینها حرکت ما را کند می‌کرد. از طرفی، توی راه ماشین خراب شد و مدت زیادی هم به خاطر همین حادثه معطل شدیم. در نتیجه، دیرتر از آنچه که باید، به مقصد رسیدیم.

حاج همت تمام بعدازظهر جلوی ساختمان سپاه دزفول منتظر ایستاده بود. وقتی قاضی از ماشین پیاده شد، حاجی جلو آمد و با لبخند گفت: «خدا شهیدت کند، چرا این ‌قدر دیر کردی»!؟

بعد طرف من آمد و گفت: «برای اولین بار فهمیدم انتظار چه‌قدر سخت است».

بعداز ورود به شهر، به دعوت یکی از برادران دزفولی که از دوستان حاجی بود، سه روز در خانه ایشان بودیم. شرایط سختی بود. شهر دایم مورد هدف توپ و موشکهای دشمن قرار می‌گرفت و بسیاری از مردم خانه‌هایشان را رها کرده و به خارج شهر رفته بودند. ما هم که نه خانه‌ای داشتیم و نه وسایل و امکاناتی.

یکی از دوستان حاجی گفت که دو تا اتاق خالی در طبقه دوم خانه‌اش دارد و ما می‌توانیم در آن‌جا ساکن شویم. دو اتاق تودرتو بود. وقتی وارد شدم، فهمیدم که پیش از ورود ما مرغداری صاحبخانه بوده است. با همه این حرفها، بهتر از هیچی بود.

دست به کار شدم. افتادم به جان در و دیوار و کف اتاقها. بعد از چند ساعت، همه‌جا تمیز و مرتب بود ولی بوی بد آن هنوز باقی بود. سری به بازار که اغلب تا پیش از ظهر باز بود، زدم. مقداری وسایل از قبیل کاسه، بشقاب، توری، استکان و یک شیشه گلاب خریدم.

گلاب مصرف در و دیوار شد تا بوی بد باقیمانده در فضای اتاق را از بین ببرد. دو تا پتوی سربازی فرش کف اتاق شد و دو ملحفه سفید هم پرده‌های آن. دیگر همه چیز مرتب بود. بالاخره بعد از گذشت حدود یک ماه از ازدواجمان، سر و سامان گرفته بودیم؛ آن هم زیر بارانی از موشک و گلوله‌های توپ. هر لحظه انفجاری رخ می‌داد و شیشه‌ها را می‌لرزاند. یک روز حاجی یک چراغ خوراک ‌پزی و یک جعبه شیرینی خریده بود. چراغ را به خانه آورد و شیرینی را میان بچه‌های عرب چادرنشین -که دشمن بی‌خانمان‌شان کرده بود و ناچار کنار جاده اهواز- دزفول پناه گرفته بودند- پخش کرد. فقط چند دانه آن را که لای کاغذ پیچیده بود، برای خودمان آورد.
با شدت گرفتن موشک‌باران شهر، صاحبخانه نیز به نقطه امنی نقل مکان کرد. به این ترتیب، خانه دربست در اختیار ما قرار داشت و ما زندگی ساده خود را به طبقه پایین منتقل کردیم. حاجی، به علت مشغله زیاد، اغلب شبها مجبور بود دیروقت به خانه بیاید. در نتیجه، بیشتر وقتها تنها بودم. شبها زیر نور کم‌سوی چراغ نفتی مطالعه می‌کردم. شهر، به دور از غوغای مردم، در تاریکی فرو رفته بود. فقط هر از گاه صدای انفجاری سکوت را می‌شکست.
یک‌بار حاجی سه شب به خانه نیامد. شب چهارم، حوالی ساعت دو نیمه شب بود که دیدم در خانه را می‌زنند. دلم گواهی می‌داد که حاجی است. وقتی در را باز کردم، دیدم کنار در ایستاده. سراپا گل‌آلود و با چهره‌ای خسته گفت: «شرمنده‌ام. چند هفته است که تو را به این‌جا آورده‌ام و تنها رهایت کرده‌ام. حالا هم که با این سر و وضع به خانه برگشته‌ام.»
برای من، دیدن او مهم بود و حالا که آمده بود، تمام غم و غصه‌ها رفته بود.

براستی حاج همت حجت را بر ما تمام نکرده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

برچسب ها :
ناشناس
|
شنبه 6 مهر 1392 - ساعت : 16:41
مگه نمی دونید شهدا فقط بایدتوقاب یاشند دددددددددددددددد.اگه روزی احیاناازقاب بیاند بیرون فکر میکنند به یک کشور اجنبی وارد شدند

ناشناس
|
دوشنبه 11 شهریور 1392 - ساعت : 16:59
وای براحوال ما اگر آقای... که صحبتش هست فرماندار بشند لطفا تا کار از کا نگذشته پیگیری کنید

ناشناس
|
شنبه 9 شهریور 1392 - ساعت : 15:23
امثال شهید رجایی باید در شاهین شهر مدیریت کنند و مسئول باشند تا وضعیت شاهین شهر مطلوب شود و گرنه... همش عقبگرد

یک مدیر با سابقه در شا
|
شنبه 9 شهریور 1392 - ساعت : 00:08
همینه که هست؛ چیکار میتونید بکنید ها؟

صبا
|
چهارشنبه 30 مرداد 1392 - ساعت : 23:45
جدی تو این شاهشنشهر عجب شیرتوشیریه.اون از وضع شهرداری اینهم از وضع مدیران ناساکن و... این داستان ادامه دارد

کریمی
|
دوشنبه 28 مرداد 1392 - ساعت : 00:50
واقعا اگر مسئولان بخوان برا خدا کارکنن بایست بیان تو شاهینشهر با خانوادها شون ساکن بشن تا درد مردم رو بفهمن از نزدیک

ناشناس
|
دوشنبه 28 مرداد 1392 - ساعت : 00:20
خوب وقتی مردم شاهین شهر مهاجر باشند معلومه که مدیرانش هم مهاجر هستند. اینکه دیگه انقدر نوشتن نداره.

ناشناس
|
شنبه 26 مرداد 1392 - ساعت : 00:04
والا با این مدیراشون...

ناشناس
|
سه شنبه 22 مرداد 1392 - ساعت : 07:52
آقایان مسئولان بالاتر! فکری کنید...

دانشجوی بسیجی
|
سه شنبه 22 مرداد 1392 - ساعت : 07:46
دلم گرفته از این همه بی توجهی به مردم شاهین شهر و به خودم...! حالا که زورم به اینا نمیرسه سعی میکنم از شاهین شهر برم یه جای دیگه زندگی کنم./
/أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُوا فِيهَا(نسا/79)

ناشناس
|
شنبه 19 مرداد 1392 - ساعت : 01:13
از عدالت چه خبر؟؟؟؟؟

یکی از مسئولان مهم شاه
|
شنبه 19 مرداد 1392 - ساعت : 01:11
مبادا شهدا بگوینئ: ما را به خیر تو امید نیست؛ شر مرسان..../
/بنده به عنوان یک مسئول در شاهین شهر زبانم مو درآورد ازبس به همکاران محترمی که در شاهین شهر ساکن نیستند گفتن آقا بیایید برای خدا 4 روز مسئولیتتان را در شاهین شهر زندگی کنید. اما نشنیدند و مسخره کردند.

جوان بختیاری
|
جمعه 18 مرداد 1392 - ساعت : 19:38
یک زن باردار و تنها در میان موشک باران دشمن بعثی؛ شوهر این زن از قضا از فرماندهان ارشد جنگ بوده! اما زن بارادارش را به محل کارش یعنی میدان جنگ برده!!! به قول ما بختیاریها پییع.

شباب
|
پنج شنبه 17 مرداد 1392 - ساعت : 23:53
خداوندا اینقدر بی توجهی و بیعدالتی را به کجا فریاد کنیم؟!!! .... نشکو الیک

امام خمینی(ره)
|
پنج شنبه 17 مرداد 1392 - ساعت : 23:38
50 سال عبادت کردید یکبار هم زندگینامه شهدا را بخوانید...

راننده مدیر
|
پنج شنبه 17 مرداد 1392 - ساعت : 08:26
نه آقا حاج همت کجا حجت را بر ما تمام کرده؟ اگه کارهای حاج همت و امثال اون رو بکنیم که گل سرسبد میشیم و به قول معروف خدا زود گلها رو میچینه و بعد باید شربت شهادت رو نوش جان کنیم و بریم به دیار باقی!!! میخایم زندگی کنیم برا شهادت حالاحالاها زوده...

اهالی ننه مرده و بدبخت
|
پنج شنبه 17 مرداد 1392 - ساعت : 00:13
ماییم و موج سودا/
/شب تا به روز تنها...

بزبزقندی
|
پنج شنبه 17 مرداد 1392 - ساعت : 00:07
واقعا که... خیلی برا خودم متأسفم که شهروند شهری هستم که مدیرانش توش زندگی نمیکنن

بسیجی طلبه
|
چهارشنبه 16 مرداد 1392 - ساعت : 09:03
مدتی پیش شعری خواندم در مورد شهیدان:/
/
//شهیدان را شهیدان می شناسند!/
/
//حقیقتش مفهوم شعر را نفهمیدم؛ اما این مطلب را که خواندم حالا فهمیدم یعنی چی؟ یکی از علما گفته بود: کسانیکه از گفتمان شهادت خارجند حق ندارند در نظام اسلامی عهده دار مسئولیت شوند! حالا این سیره حاج همت و گفتمان او واین هم مدیران پروازی شاهین شهر!!!!!!! خود قضاوت کنید......

شکیبا
|
چهارشنبه 16 مرداد 1392 - ساعت : 01:31
آقایان مدیران پروازی در نظام اسلامی مسئولیت امانت است! و این شیوه مدیریت شما و عدم سکونتتاندر شهر رسم امانتداری نیست...! لطفا اصلاح بفرمایید

ثنا
|
سه شنبه 15 مرداد 1392 - ساعت : 10:53
مدیر مدیره ایول! حالا خود مدیره ایول.../
/
//امرووووووووووووز میخام برم شاین شر

59
|
سه شنبه 15 مرداد 1392 - ساعت : 09:40
اگه این مسئولان ارشد و مدیران به سیره شهدا تأسی میکردن که ماها الان مشکلی نداشتیم! اصلن مشکل کار دقیقا همینجاس که این بزرگواران به سیره شهدا تأسی نمیکنند

ناشناس
|
سه شنبه 15 مرداد 1392 - ساعت : 07:03
ای خدا....

مهدی
|
دوشنبه 14 مرداد 1392 - ساعت : 22:13
مردونه یه آمار بگیرید چنتا از مدیران و مسئولان ارشد شاهین شهر، در شاهین شهر زندگی میکنن؟؟

در پاسخ به آقا ممل!
|
دوشنبه 14 مرداد 1392 - ساعت : 21:39
آقا ممل لطفا یه تکونی به خودت بده و خودت برو اونها را شناسایی کن تا نیازی به افشاگری سایت نباشه

59
|
دوشنبه 14 مرداد 1392 - ساعت : 17:25
پاشنه آشیل شاهین شهر همین مدیران غیرساکن یا به قول شما پروازی هستند.

در جواب ممل:
|
دوشنبه 14 مرداد 1392 - ساعت : 16:59
افشا مهم نیست، اصلا گاهی وقتا درست هم نیست؛ مهم این مشی مدیریتی است که باید عوض بشود.

طلبه بسیجی
|
دوشنبه 14 مرداد 1392 - ساعت : 05:36
مدیریت پروازی؛ عنوان جالبیه! واقعا چه پدیده هایی تو حکومت اسلامی پیدا میشه؟ به این مدیران ناساکن شاهین شهر بگید برید سیره شهدا بخونید! حالا منشور حقوق بشر امام علی(عهدنامه مالک اشتر) چون عربیه پیشکشتون...

احمد
|
یک شنبه 13 مرداد 1392 - ساعت : 19:04
لطفا اسامي مديران پروازي شاهين شهر را بزنيد .

ناشناس
|
یک شنبه 13 مرداد 1392 - ساعت : 18:26
واقعا شاهین شهر بعدازظهر و روزهای تعطیل که میشه به حال خود رهاست! حالا میفهمم مشکل این شهر تو چی بوده؟

یه بسیجی
|
یک شنبه 13 مرداد 1392 - ساعت : 17:59
حاج همت بازهم گل کاشتی. در بست مخلصتیم

ناشناس
|
یک شنبه 13 مرداد 1392 - ساعت : 07:24
چیه شماها تا کم میارین از جنگ و جبهه و شهدا مایه میذارید

ناشناس
|
یک شنبه 13 مرداد 1392 - ساعت : 06:46
/
//
/ شما ببینید ما در شاهین شهر در کدام حوزه ها مشکل داریم؟ دقیقا در حوزه هایی که مدیران و متولیانش در شهر زندگی نمی کنند!!! مثلا در حوزه فرهنگ و مذهب مشکل داریم می بینیم برخی مدیران و متولیان مهم فرهنگی و مذهبی ساکن شاهین شهر نیستند! در حوزه امنیت و نظم اجتماعی هم همینطور! در حوزه شهر و شهرسازی و شهرداری هم همینطور،و... قس علی هذا

یه مدیر
|
یک شنبه 13 مرداد 1392 - ساعت : 03:30
حاج همت شرمنـــــــــــــــــــــــــده ایم!

دانشجوی بسیجی عضو پای
|
یک شنبه 13 مرداد 1392 - ساعت : 03:13
به قول معروف اینجا هم: عکس شهدا را میزنیم و عکس شهدا عمل میکنیم!!! کسانیکه در شاهین شهر زندگی نمیکنن و مشکلات شاهین شهر را صرفا در رابطه با شغلشون احساس میکنن نه در رابطه با خانواده و محل زندگی و ناموس و جوان و... خود، حوب معلومه که مدیریتشون باری به هرجهت خواهد بود! نه به قول رهبر انقلاب: باری به دوش؟؟؟؟ آقایان از شهدا خجالت بکشید! شرم کنید! حیا کنید! اگر واقعا برای خدا کار میکنید و نیتتان خدمت به مردمه خوب سیره حاج همت را عمل کنید! مرد میدان باشید. یعنی میخوام بدونم شاهین شهر بدتر از میدان جنگی است که حاج همت زن باردار خودش را برده و توی لانه مرغ سکونت داده و به امان خدا ولش کرده و گاه چندین روز تنها بوده این زن باردار. اونوقت شما حاضر نیستید بیاید تو شاهین شهر تحت مدیریت خودتون زندگی کنید؟ نکنه خودتون مدیریت خودتون رو قبول ندارید و میدونید چی کاشتید که حاضر نیستید با خانواده توی شاهین شهر زندگی کنید.... حرف بسیار دارم اما اگر در خانه کس هست همین یک حرف بس است.

ممل
|
یک شنبه 13 مرداد 1392 - ساعت : 02:51
شما كه دست به افشاتون خوبه نام اين مديران پروازي را هم بزنيد تا مردم روشن شوند

ناشناس
|
یک شنبه 24 اردیبهشت 1391 - ساعت : 08:37
درپاسخ به این(مدیرکه خودراباسابقه درشاهین شهر)معرفی کرده بنده وسایر عدالتخواهان ومطالبان حقوق شهروند شاهین شهری به این مدیر نالایق بی کفایت که شهور استفاده ازادبیات اجتماعی را ندارند عارض میشویم که حواستان را جمع کنید که این میزها به کسی وفاندارندو شما هم پایتان را ازحد وحدود خود فراتر نگذارید که انشا الله با شورای جدید وهمه ی مردم بصیروبینای شهر گوش همه ی متخلفان ومدیرانی که درشهر اسم وآوازه کاذب درآورده اند را خواهیم پیچاند وبرابر قانون با آنان برخورد خواهیم کرد