امروز یک شنبه 9 بهمن 1401

تاریخ انتشار : جمعه 22 اردیبهشت 1391 - 00:00
برخی از عوامل انحرافات اخلاقی
برخی از عوامل انحرافات اخلاقی
انسان موجودی است مختار و دارای قدرت اختیار و انتخاب؛انتخاب خوب یا بد و دائماً در مقابل خیر و شر قرار گرفته وهمواره یکی را انتخاب کرده است که در پی آن بعضی افراد، انسانهای با اخلاقی می شوند و بعضی دیگر افرادی بد اخلاق می شوند. لازم به ذکر است که مقصود از اخلاق در اینجا اخلاق اسلامی می باشد.

برخی از عوامل انحرافات اخلاقی

انسان موجودی است مختار و دارای قدرت اختیار و انتخاب؛انتخاب خوب یا بد و دائماً در مقابل خیر و شر قرار گرفته وهمواره  یکی را انتخاب کرده است که در  پی آن بعضی افراد، انسانهای با اخلاقی می شوند و بعضی دیگر افرادی بد اخلاق می شوند.

لازم به ذکر است که مقصود از اخلاق در اینجا اخلاق اسلامی می باشد.

 

در ابتدا باید ببینیم اخلاق اسلامی دارای اصالت است یا اینکه یک سلسله دستورات است که به انسان تحمیل می شود؛اصلاً سرشت انسان ها به خوبی ها تمایل دارد یا به بدی ها؛اگر به خوبی ها تمایل دارد چگونه است که افرادی دچار انحراف می شوند و اگر به بدی ها تمایل دارد چرا انسانها به یکدیگر خوبی می کنند.

آیه 30 از سوره روم که به آیه فطرت مشهور است می فرماید:

فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْها لا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَ لکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لا یَعْلَمُونَ؛پس روى خود را متوجّه آیین خالص پروردگار کن! این فطرتى است که خداوند، انسانها را بر آن آفریده؛ دگرگونى در آفرینش الهى نیست؛ این است آیین استوار؛ ولى اکثر مردم نمى‏دانند.

این آیه مشخص می کند که سرشت انسان به حقیقت و خوبی ها تمایل دارد که هیچ گونه تغییری در آن حاصل نمی شود وغیر قابل تبدیل است.

در حدیثی از امام صادق علیه السلام آمده است که مقصود از فطرت در این آیه اسلام است و خداوند انسان را بر یگانه پرستی آفرید.

عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْها مَا تِلْکَ الْفِطْرَةُ قَالَ هِیَ الْإِسْلَامُ فَطَرَهُمُ اللَّهُ حِینَ أَخَذَ مِیثَاقَهُمْ عَلَى التَّوْحِیدِ قَالَ أَ لَسْتُ بِرَبِّکُمْ وَ فِیهِ الْمُؤْمِنُ وَ الْکَافِرُ؛

عبدالله بن سنان می گوید: از امام صادق علیه السلام راجع به قول خدای عزوجل :«فطرت خدائی است که مردم را بر آن آفریده» پرسیدم،این فطرت چیست؟ فرمود: فطرت اسلام است که خدا مردم را هنگامی که از آنها پیمان گرفت بر یگانگی آفرید . خدا فرمود:« مگر من پروردگار شما نیستم؟» ودر آن مؤمن و کافر هر دو بودند.[1]

در لغت نامه کتاب العین در معنی واژه اسلام می نویسد: الإسلام: الاستسلام لأمر الله تعالى، و هو الانقیاد لطاعته، و القبول لأمره؛ اسلام یعنی سرسپردن به فرمان خداوند بزرگ، که همان مقًیَّد شدن برای اطاعت کردن و پذیرش امر اوست.[2] 

پس فطرت همه انسانها یکسان است که همان تسلیم شدن درمقابل خداوند می باشد و هیچ تغییری در آن حاصل نمی شود.

با توجه به فطرت انسان که بسوی خوبی ها متمایل است و قدرت اختیار وانتخاب او، انسان می بایست همواره کارهای خوب را انجام می داد در حالی که می بینیم که بعضی انسانها گمراه و دچار انحرافات اخلاقی می شوند؛در نتیجه عواملی وجود دارد که انسان تحت تأ ثیر آنها ممکن است در انتخاب اشتباه کند که ما به برخی ازآنها اشاره می کنیم.

نکته قابل توجه این است که این عوامل صرفاً عوامل مؤثر در انتخاب انسان هستند و هیچ کدام باعث سلب اختیار از انسان نمی شوند و دایره اختیار انسان فراتر از همگی این عوامل است، بطوری که حتی با وجود همگی عوامل، انسان می تواند با اختیار کامل انتخابی صحیح داشته باشد زیرا هر انسانی دارای عقل،اراده و اختیار است.

لازم به ذکر است که عواملی هم وجود دارد که بوسیله آنها انسان می تواند انتخاب درستی داشته باشد که راههای مقابله با عوامل انحرافات اخلاقی به حساب می آیند.

اکنون برخی از عوامل انحراف اخلاقی را توضیح می دهیم.

1- تربیت نادرست

یکی از عواملی که ممکن است در انحراف اخلاقی تأثیر گذار باشد تربیت نادرست است.

 تربیت اولین عاملی است که انسان آن را از کودکی کسب می کند؛تربیت به دو علت یکی از مهمترین عوامل تأثیرگذار بر اعمال انسان است؛ اول اینکه کودک بسیار تأ ثیرپذیر است؛ دوم اینکه آثاری که در سنین کودکی در روح او نفوذ می کنند ماندنی هستند.

امام علی علیه السلام می فرماید:العلم من الصغر کانقش فی الحجر؛ تعلیم در کودکی مانند نقش است که روی سنگ کنده شود.[3] 

بدیهی است این آثار که در روح کودک بجای مانده در سنین جوانی و حتی بزرگسالی منشأ صدور اعمال و افعالی از انسان می شود که بستگی به نوع آن تعلیمات دارد.

تربیت در معنای عام به معنی پروردن است که شامل جسم و روح انسان می شود.

تربیت عاملی مهم در رسیدن انسان به کمال و کسب فضایل اخلاقی است که با پرورش دادن استعدادها که در رأس آنها امور فطری هستند و ایجاد آگاهی در انسان حاصل می شود.

از وظیفه مربی که اولین مربیان انسان والدین او هستند پرورش استعدادها و ایجاد آگاهی می باشد، حال اگر این وظیفه به درستی انجام نشود و صرفاً در جهت پرورش جسم و سلامت جسمانی باشد امور فطری انسان همچنان بالقوه باقی می ماند و کمبود آگاهی باعث می شود که امور غریزی انسان از مسیر خودشان منحرف شده و با سؤاستفاده موجبات انحراف اخلاقی شخص را فراهم کند.

 

2- وراثت

یکی دیگر از عواملی که در رفتار انسان تأثیرگذار است و ممکن است باعث انحرافاتی در اخلاق شود عامل وراثت است. والدین به دو صورت تشریعی و تکوینی در فرزند خود تأثیر می گذارند، که تربیت بطور تشریعی و عامل وراثت بصورت تکوینی از والدین به فرزند منتقل می شود.

عوامل وراثتی به دو گونه جسمی و روحی از والدین به فرزند منتقل می شوند که همه ما با وراثتِ از نوع جسمی تا حدودی آشنایی داریم ؛ مواردی از قبیل رنگ چشم، پوست و مو ، چاقی یا لاغری و.... از جمله مواردی هستند که بوسیله ژنهای وراثتی از والدین به انسان منتقل می شوند که تأثیر این عوامل بر رفتار انسان کم و بصورت نامحسوس است .

نوع دیگری از وراثت، وراثتِ روحی و روانی است که مقصود ما در این مبحث نیز همین نوع از وراثت می باشد.

صفات اخلاقی مانند شوخ طبعی، تند خویی،شجاعت، پرخاشگری و.... از قبیل صفاتی هستند که ممکن است بوسیله ژنهای وراثتی از والدین به انسان منتقل شوند ؛ هر کدام از این صفات اگر از حالت تعادل خارج شود باعث انجام اعمالی می شوند که امکان دارد با معیارهای اخلاقی ناسازگار باشد.

خداوند متعال در سوره نوح آیه 27 می فرماید:

إِنَّکَ إِنْ تَذَرْهُمْ یُضِلُّوا عِبادَکَ وَ لا یَلِدُوا إِلاَّ فاجِراً کَفَّاراً؛ چرا که اگر آنها را باقى بگذارى، بندگانت را گمراه مى‏کنند و جز نسلى فاجر و کافر به وجود نمى‏آورند!

در روایات هم به تأثیر وراثت در رفتار اشاره هایی شده است.

امام علی علیه السلام می فرماید:

حسن الخلاق برهان کرم الأعراق؛ اخلاق پاک و نیک، دلیل وراثتهای پسندیده انسان(از پدر و مادر) است.[4]

در حدیث دیگری از همان حضرت می خوانیم:

علیکم فی طلب الحوائج بشراف النفوس ذوی الأصول الطیبة فإنها عندهم أقضى و هی لدیکم أزکى؛ در طلب حوائج به سراغ مردم شریف النفس که در خانواده های پاک و اصیل پرورش یافته اند بروید، چرا که نیازمندیها نزد آنها بهتر انجام می شود و پاکیزه تر صورت می گیرد. [5]

 

3- محیط و اجتماع

محیط های سالم معمولاً افراد سالم و محیط های آلوده معمولاً افراد آلوده پرورش می دهند.

البته انسان می تواند با عقل،اراده و اختیار که سرمایه های هر انسانی هستند در محیط آلوده سالم و درستکار باشد زیرا محیط، علت تامه در اعمال انسان نیست ولی یک عامل مؤثر است که زمینه گناهان و انحرافات اخلاقی را فراهم می سازد .

انسان موجودی اجتماعی است که برای رفع نیازهای خود با اجتماع در تقابل می باشد و بخشی از زندگی خود را در اجتماع می گذراند و از آنجایی که موجودی تأثیرگذارو تأثیرپذیر از محیط پیرامون خود می باشد ممکن است در محیط و اجتماع دچار تغییرات اخلاقی شود که نوع آن تغییرات در درجه اول بستگی به خود شخص و سپس بستگی به محیط و آن اجتماع دارد که اهمیت محیط واجتماع را در رفتار انسان نشان می دهد.

در سوره نساء آیه 97 آمده آست که:

إِنَّ الَّذِینَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلائِکَةُ ظالِمِی أَنْفُسِهِمْ قالُوا فِیمَ کُنْتُمْ قالُوا کُنَّا مُسْتَضْعَفِینَ فِی الْأَرْضِ قالُوا أَ لَمْ تَکُنْ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَةً فَتُهاجِرُوا فِیها فَأُولئِکَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ ساءَتْ مَصِیراً؛

کسانى که فرشتگان [قبض ارواح]، روح آنها را گرفتند در حالى که به خویشتن ستم کرده بودند، به آنها گفتند: (شما در چه حالى بودید؟ [و چرا با اینکه مسلمان بودید، در صفِ کفّار جاى داشتید؟!]) گفتند: (ما در سرزمین خود، تحت فشار و مستضعف بودیم.) آنها [فرشتگان] گفتند: (مگر سرزمین خدا، پهناور نبود که مهاجرت کنید؟!) آنها [عذرى نداشتند، و] جایگاهشان دوزخ است، و سرانجام بدى دارند.

 در این آیه یکی از راههای مقابله با محیط و اجتماع آلوده را مهاجرت ذکر کرده است .

در حدیث معروفى، از پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم مى‏خوانیم که روزى یاران خود را مخاطب ساخته و فرمود: « ایاکم وخضراء الدمن، قیل یارسول الله ومن خضراء الدمن قال صلى الله علیه و آله: المرئة الحسناء فى منبت السوء; از گیاهان (زیبایى که) بر مزبله‏ها مى‏روید بپرهیزید! عرض کردند اى رسول‏خدا! گیاهان زیبایى که بر مزبله‏ها مى‏روید اشاره به چه کسى است; فرمود: زن زیبایى که در خانواده (و محیط) بد پرورش یافته!»[6] 

 

4- معاشرت و دوستان

یکی دیگر از عوامل تأثیر گذار بر انحراف اخلاقی، دوستان انسان هستند.

همانطور که انسانهای پاک می توانند سبب هدایت انسانهای گمراه شوند، افراد آلوده هم می توانند سبب آلودگی و گمراهی انسانهای پاک شوند.

انسان در معاشرتهای روزمره گاهی با افرادی برخورد می کند که آنها را برای اولین بار دیده یا اینکه دوستی چندانی ندارد که در برخورد با آنها خود را می گیرد ویک قیافه مصنوعی به خود می دهد اما هنگامی که معاشرت با آنها به طول انجامید یک حالت صمیمیت و انس میان آن دو حاصل می شود، بحث ما هم در مورد همین دوستی ها و صمیمیتهاست که می تواند تأثیر گذار باشد.

افراد گمراه سبب فراموشی یاد خداوند می شوند که در سوره فرقان آیات 27 تا 29 به این نکته اشاره شده است:

وَ یَوْمَ یَعَضُّ الظَّالِمُ عَلى یَدَیْهِ یَقُولُ یا لَیْتَنِی اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِیلاًًً - یا وَیْلَتى لَیْتَنِی لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَلِیلاً- لَقَدْ أَضَلَّنِی عَنِ الذِّکْرِ بَعْدَ إِذْ جاءَنِی وَ کانَ الشَّیْطانُ لِلْإِنْسانِ خَذُولاً.

و [به خاطر آور] روزى را که ستمکار دست خود را [از شدّت حسرت] به دندان مى‏گزد و مى‏گوید: (اى کاش با رسول [خدا] راهى برگزیده بودم - اى واى بر من، کاش فلان [شخص گمراه] را دوست خود انتخاب نکرده بودم - او مرا از یادآورى [حق] گمراه ساخت بعد از آنکه [یاد حق] به سراغ من آمده بود!) و شیطان همیشه خوارکننده انسان بوده است.

امام علی علیه السلام نیز در نهج البلاغه به این مسأله اشاره کرده و فرموده:

مُجَالَسَةَ أَهْلِ الْهَوَى مَنْسَاةٌ لِلْإِیمَانِ؛ نشست و برخاست کردن با مردم هواپرست و غافل از خدا، فراموشی ایمان است.[7

در حدیثی از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم اهمیت معاشرت تا جایی مورد توجه قرار گرفته است که حتی بر دین شخص هم تأثیر گذار معرفی شده است[8] ،امام صادق با استفاده از گفتار پیامبر می فرماید: «لاتصحبوا اهل البدع ولاتجالسوهم فتصیروا عند الناس کواحد منهم قال رسول الله صلى الله علیه و آله: المرء على دین خلیله وقرینه; با بدعتگذاران رفاقت نکنید و با آنها همنشین نشوید که نزد مردم همچون یکى از آنها خواهید بود! رسول‏خدا فرمود: انسان پیرو دین دوست و رفیقش مى‏باشد!»[9]  

اهمیت معاشرت وتأثیر دوستان بر انسان به اندازه ای مهم است که در حدیثی ازحضرت سلیمان آمده است که: « لاتحکموا على رجل بشى‏ء حتى تنظروا الى من یصاحب فانما یعرف الرجل باشکاله واقرانه; وینسب الى اصحابه واخدانه; درباره کسى قضاوت نکنید تا نگاه کنید با چه کسى همنشین است; چرا که انسان را به وسیله دوستان و همنشین‏هایش مى‏توان شناخت; و او نسبتى با اصحاب و یارانش دارد.»[10] 

 

5- تغذیۀ نادرست

یکی دیگر از عواملی که بر اعمال انسان تأثیرگذار است وممکن است سبب انحراف اخلاقی شود تغذیۀ نادرست می باشد.

شاید در ابتدا باعث تعجب شود که عاملی مانند نوع تغذیه بعنوان یک عامل تأثیرگذار در رفتار انسان ذکر شده است ولی با کمی دقت در آیات و روایات مشاهده می کنیم که از جمله دستورات که در اسلام وجود دارد، احکام مربوط به خوردنیها و آشامیدنیها است.

اکنون ما به چند مورد از آنها که در آیات قرآن و روایات آمده اند اشاره می کنیم.

در آیه87و88  سوره مائده در می فرماید:

یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تُحَرِّمُوا طَیِّباتِ ما أَحَلَّ اللَّهُ لَکُمْ وَ لا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ؛ وَ کُلُوا مِمَّا رَزَقَکُمُ اللَّهُ حَلالاً طَیِّباً وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذِی أَنْتُمْ بِهِ مُؤْمِنُونَ .

اى کسانى که ایمان آورده‏اید! چیزهاى پاکیزه را که خداوند براى شما حلال کرده است، حرام نکنید! و از حدّ، تجاوز ننمایید! زیرا خداوند متجاوزان را دوست نمى‏دارد؛و از نعمتهاى حلال و پاکیزه‏اى که خداوند به شما روزى داده است، بخورید! و از [مخالفت] خداوندى که به او ایمان دارید، بپرهیزید!

در آیه اول حرام دانستن غذاهای حلال راعصیان وخروج از حدود الهی شمرده شده و در آیه دوم انسان به استفاده از نعمتهای حلال و پاک الهی فراخوانده شده است و پس از آن انسان را به تقوا سفارش می کند که نشان دهنده تأثیر فراوان غذاهای حلال و حرام بر ایمان است.

در احادیث فراوانی نوع غذا از نظرحلال و حرام بودن آن وتأثیرخوراکی ها بر رفتار انسان  مورد توجه قرار گرفته شده است؛در کتابهای روایی بابی به نام باب الاطعمه(خوراکی ها) وجود دارد که نشان دهنده اهمیت نوع تغذیه می باشد.

تغذیه سالم وپاک به اندازه ای مهم است که رسول اکرم صلی الله علیه وآله و سلم یکی از شرایط استجابت دعا را اجتناب از غذای حرام می داند و می فرماید: «من احب ان یستجاب دعائه فلیطیب مطعمه و مکسبه؛ کسى که دوست دارد دعایش مستجاب شود، طعام و کسب خود را از حرام پاک کند!»[11]

همانطور که استفاده از غذای پاک ومناسب سبب تعادل رفتار انسان می شود،کنار گذاشتن آنها نیز باعث ایجاد اختلالاتی در رفتار انسان می شود،که این اختلالات ممکن است بصورت عادات ناپسند، موجب انحراف اخلاقی گردد.

در حدیثی از امام صادق علیه السلام آمده که از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله چنین نقل می کند:« مَنْ سَرَّهُ أَنْ یَقِلَّ غَیْظُهُ فَلْیَأْکُلْ لَحْمَ الدُّرَّاجِ؛کسی که دوست دارد خشم او کم شود گوشت دُرّاج[12] را بخورد.»[13] 

در حدیث دیگری، امام علی علیه السلام می فرماید: کلوا اللحم فإن اللحم من اللحم و اللحم ینبت اللحم و من لم یأکل اللحم أربعین یوما ساء خلقه و إذا ساء خلق أحدکم من إنسان أو دابة فأذنوا فی أذنه الأذان کله؛ گوشت بخورید؛چرا که گوشت،از گوشت است و گوشت، گوشت می رویاند.هر کس چهل روز گوشت نخورد، بدخوی می شود و اگر کسی از شما(خواه از انسان ها و خواه از چارپایان) بدخوی شد،در گوشش اذانی کامل بگویید.([14]

 

6- جهل

یکی دیگر از عواملی که در انحراف اخلاقی نقش دارد جهل است.

جهل دارای دو مفهوم است؛گاهی جهل در مقابل علم قرار می گیرد که مفهوم آن عدم آگاهی است، گاهی هم جهل در مقابل عقل قرار می گیرد که مفهوم آن عدم استفاده از عقل و عدم تفکر می باشد.

برچسب ها :